مردم از خدا بترسید که چه بسیار آرزومند که به آرزوى خود نرسید ، و سازنده‏اى که در ساخته خویش نیارمید ، و گردآورنده‏اى که به زودى گردآورده‏ها را رها خواهد کرد و بود که آن را از راه ناروا فراهم آورد ، و حقى که به مستحقش نرساند ، از حرام به دست آورد و گناهش بر گردنش ماند . با گرانى بار بزه ، باز گردید ، و با پشیمانى و دریغ نزد پروردگار خود رسید . « این جهان و آن جهان زیانبار ، و این است زیان آشکار . » [نهج البلاغه]
 
امروز: جمعه 04 فروردین 15

سلام بر تو
روزی که به دنیا آمدی و روزی که تکه تکه شدی (و خواستی دیگر بر نگردی)
سلام بر تو روزی که نفر نود و هفتم شدی و سلام بر تو که روزی که نفر ششم شدی
سلام بر ترس تو از مین
و سلام بر ترس مین ها از تو 
امروز روز خاصی نیست که تو را یاد می کنم
ولی امروز می خواهم از تو بنویسم
     از روزی که با گریه های هفده سالگی ات جزو 96 نفر اعزامی شدی
      و از آن روز عاشق 97 بودی
به من می گویند «از جنگ ننویس . تو به جنگ تعلق نداری»
 شاید راست می گویند ولی من برای تو می نویسم
امروز و روزهای دیگر ...

               تقدیم به نگین تخریب «علیرضا عاصمی»
                 


 نوشته شده توسط مهدی در شنبه 86/3/12 و ساعت 4:11 عصر | نظرات دیگران()
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
درباره خودم

من ..... همین که هستم
مهدی
بیشتر می خوانم کمتر می نویسم دانش می جویم و از همه مهمتر زندگی می کنم

آمار وبلاگ
بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 5
مجموع بازدیدها: 76223
جستجو در صفحه

لوگوی دوستان
خبر نامه